ღ♥ღغم یار ღ♥ღ
تو کیستی من این گونه شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
کاش میدانستم چه کسی برای اخرین بار قلب مرا میشکند؟
گفتم خرابت میشوم گفتی تو آبادی مگر؟ گفتم دل ندادی به من گفتی تو جان دادی مگر؟ گفتم زکوی میروم؟گفتی تو آزادی مگر؟ عزیزم به یادت باشه همیشه این کلمات رو در کنار هم قرار میدم من تو رو دوست دارم من دوباره به پیش تو باز خواهم گشت خلاصه من تو رو دوست دارم روي صندلي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه كند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر كند....براي بار دوم كه از آنجا گذر كردم....زير نوشته من كسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه كند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است...براي بار سوم كه از آنجا عبور مي كردم...انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي ديگر باشد...... ..........اما................در كنار آن صندلي جواني را مرده يافتم مرا اينگونه باور کن... کمي تنها ، کمي بي کس ، کمي از يادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا ديگر کجا رفته...؟! نمي دانم مرا آيا گناهي هست..؟ که شايد هم به جرم آن ، غريبي و جدايي هست..؟؟؟ بازنده ها در هر جواب مشكلي را مي بينند، ولي برنده در هر مشكلي جوابي را مي بيند اگه کسي ديونت بود ،عاشقش باش.اکه عاشقش بود ،دوسش داشته باش. اگه دوست داشت،بهش علاقه نشون بده. اگه بهت علاقه نشون داد،فقط يک لبخند بزن باز در کلبه ی عشق ، عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد
من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو بودنم راهیچ کس باور نداشت آخرای فصل پاییز یه درخت پیر و تنها
تنها برگی روی شاخه ش مونده بود میون برگا
یه شبی درخت به برگ گفت:کاش بمونی در کنارم
آخه من میون برگا فقط تنها تو رو دارم
وقتی برگ درختو می دید داره از غصه میمیره
به خدا راز و نیاز کرد اونو از درخت نگیره
با دلی خرد و شکسته گفت نذار از اون جداشم
ای خدا کاری بکن که تا بهار همین جا باشم
برگ تو خلوت شبونه از دلش با خدا می گفت
غافل از این که یه گوشه باد همه حرفاشو میشنفت
باد اومد با خنده ای گفت:آخه این حرفا کدومه؟
با هجوم من رو شاخه عمر هر دو تون تمومه
یه دفه باد خیلی خشمگین با یه قدرتی فراوون
سیلی زد به برگ و شاخه تا بگیره از درخت جون
ولی برگ مثل یه کوهی به درخت چسبید و چسبید
تا که باد رفت پیش بارون بارونم قصه رو فهمید
بارون گفت با رعد و برقم می سوزونمش تا ریشه
تا که آثاری نمونه دیگه از درخت و بیشه
ولی بارونم مثل باد توی این بازی شکست خورد
به جایی رسید که بارون آرزو می کرد که میمرد
برگ نیفتاد و نیفتاد آخه این خواست خدا بود هر کی زندگیشو باخته دلش از خدا جدا بود باز در کلبه ی عشق ، عکس تو مرا ابری کرد.عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشم مرا جاری کرد وقتي ناله هاي خرد شدنت زير پاي باران نواي دل انگيزي شد چه فرقي مي كند برگ سبز كدام درختي نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد اي شاپرک شبهاي تنهاييم با هر تپش قلبم مي گويم دوستت دارم چشمان هميشه عاشقم در انتظار توست ♥♥♥ دوستي يک اتفاق است جدايي يک قانون جدايي مرگ است مرگ بهترين دليل براي جدايي وقتي ناله هاي خرد شدنت زير پاي باران نواي دل انگيزي شد چه فرقي مي كند برگ سبز كدام درختي
...اونیکه تنها ترین... ... حتی سایه ام نداره... ...این منم که خوبیامو... ...کسی هرگز نشناخته... ...اونکه در راه رفاقت... ...همه هستی شو باخته... ...هر رفیق راهی با من... ...دوسه روزی همسفر بود... ...ادعای هر رفاقت... ... واسه من چه زودگذربود... ...هر کی بازمزمه عشق... ... دو سه روزی عاشقم شد... ... عشق اون باعث زجر... ...همه دقایقم شد... ...اونکه عاشق بود عمری... ... ز جدا شدن می ترسید... ...همه هراس وترسش... ... به دروغش نمی ارزید... ... چه اثرازاین صداقت... ... چه ثمرازاین نجا بت... ... وقتی قد سرسوزن... ... به وفا نکردیم عا دت... فقط یک دسته از انسان ها هستند که از مشکلات روزمره زندگی دورند و اونها کسی نیستن جز کسایی که تو قبرشون خوابیدن اگر خدا آرزویی را در دلت انداخت، بدان که توانایی رسیدن به آن را درتو دیده
به هر چیزی که میاندیشین ایمان بیاورین و اگربا اطمینان انتظارش و بگشید مطمیئنا با ان دست میابید فقط یک دسته از انسان ها هستند که از مشکلات روزمره زندگی دورند و اونها کسی نیستن جز کسایی که تو قبرشون خوابیدن
قطاری که ترا برد ...زین آتش نهفته که درسینه منست خورشید شعله ای ست که در آسمان گرفت ! مهربانم ، ای خوب... یاد قلبت باشد یک نفر هست که اینجا بین آدمهایی که همه سرد و غریبند با تو تک و تنها به تو می اندیشد
مهربانم ، ای خوب... یاد قلبت باشد یک نفر هست که چشمش به رهت،دوخته بر در،مانده و شب و روز دعایش این است تا وقتی تو هستی تا لحضه ای که یاد تو در خاطرم جاریست تا زمانی که دستهای گرمت همراه دستای خسته ی منه تا وقتی که نگاهت تنها پناهگاه و تکیه گاه سرگردان منه تا زمانی که تو همسفر جاده زندگی من هستی تا وقتی شونه های تو امن ترین جای دنیاست برای من. من زنده هستم برای زندگی کردن به او بگویید دوستش دارم به او که قلبش به وسعت دریاییست. به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد. به او که چشمهایم رو به دنیایی پر از زیبایی باز کرد نمی خوام کسی بجز من واسه تنهاییت بمیره نمی خوام خسته بشی و وابمونی زیر بار سنگین غم زندگی......................... ****************************************** امشب به قصهء دل من گوش مي كني فردا مرا چو قصه فراموش می کن!! ******************************************** حرف دلم را بشنو دلی که خیلی تو را دوست دارد و تنها تو را دارد.... بشنو که این دل یک عالمه حرف دارد .... حرفهای عاشقانه برای تو ، گوش کن به درد دلم .... تو همونی بودی که دلم میخواست و آرزو داشت تا تو برای او بمونی تو همان رویایی هستی که در این دل نهفته بودی و دل در آن غرق می شد ... یک رویای پر از عشق .... هر روز كه ميگذره عشقم به تو بيشتر ميشه باور كن كه ديونه تم ديونه عين هميشه فقط ، فقط تو پاره ي تني به حرمت اشكت قسم بي تو ميون عالمي غريبمو يه بي كسم واسه فداي تو شدن من كه هميشه حاضرم دوست داشتنت مقدسه واسه همين دوست دارم شيرين ترين عبادتي اميد روز آخرم ای کاش در این دنیا سه چیز وجود نداشت:غرور،دروغ و عشق.انسان با غرور می تازد با دروغ میبازد و با عشق میمیرد م کی میگه تنهایی سخت نیست به خدا تنهایی سخته الهی بی کس نشی به خدا بی کسی سخته .. تو مرا می فهمی می خواهم از زمانی که برایم باقی مانده در کنار تو لذت ببرم! هر یک به هدیه یی مانندند! هنوز امکان ممکن شدن دارند که هنوز یک روز نگاه کن ببین عاشق ترینم ---------- تو عاشقای دنیا کلام آخرینم دوستت دارم حتی اگر به چشمان خیسم بخندی و بی خیال این باشی که دلم شکسته است دوستت دارم حتی اگر دلت سنگ باشد حتی اگر هیچ احساسی به من نداشته باشی ولی میدانم دلت یک دنیا محبت است و احساست مثل اب زلال وشفاف می نویسم و می گویم دوستت دارم تا باورم کنی
دنيا را بد ساخته اند...
کسي را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد.
کسي که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري
اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است
اولش فکر نمیکردم که دلم رو برده باشه یادلم گوله چشمای روشنش رو خرده باشه اما نه گذشتو دیدم دل من دیونه تر شد به تو گفتم دلت از قصه من با خبر شد اخه که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن رفتن یک راه دشوار واسه هرگز نرسیدن می دونم دوستم نداری مثل روزهای گذشته من خودم خوندم تو چشمات یکسی اونو نوشته می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من می دونم واست یکی شد بودن نبودن من اما روح من یک دریاست پر از موج تلا طم... ساحلش توی موجاش خنجرهای حرف مردم اخه که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن رفتن یک راه دشوار واسه هرگز نرسیدن
کاش میدانستم چه کسی بر مزارم اشک میریزد ؟



در واقع احساس عشق را به تو میفرستم
قلب من بدون تو درد و رنج میکشه
اینارو برای همیشه بعنوان یادگاری پیش خودت نگه دار
تو تو تو ...
و در طی روز عاشق تو خواهم بود
تو تو تو ..


و دیگری وجود تو
به دو چیز اعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو
من در این دنیا دو چیز می خواهم
یکی تو ودیگری خوشبختی تو
من این دنیارو برای دو چیز می خواهم
یکی تو ودیگری برای با تو موندن تا همیشه
دوستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم
هیچ کس کاری به کارمن نداشت
بنو یسیدبعدمرگم روی سنگ
باخطوطی نرم،زیباو قشنگ
آنکه خوابیده دراین گورسرد
بودنش را هیچ کس باور نداشت












آنکه چشمان تورا زیبا میکرد
کاش از روز ازل فکر دل ما میکرد
یا نمیداد به تو این همه زیبای 
یا مارا در غم عشق تو شکیبا میکرد.


در سرزمین غربت مردن چه سودی دارد
با مردمان بیدل گفتن چه سودی دارد
با آسمان خسته با ابری دلشکسته
با درد ریش بسته زیستن چه سودی دارد؟
وقتی که دلبری نیست ماندن چه سودی دارد؟



همیشه یکی بود یکی نبود
















چه چیزی را با خود بر می گرداند؟
تعادل دنیا
گاهی فقط به مویی بند است
لکو موتیو ران تو...
کاش این را می دانست...









تکیه بر دیوار کردم خاک بر رویم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست

دوستت دارم کمتر از خدا و بيشتر از خودم چون به خدا ايمان دارم و به تو احتياج!!









گر چه در خود شکستیم صدایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیماندکی عاشقانه تر زیر باران بمان........ابر رابوسیدم تا بوسه بارانت کند
من تو را می خوانم
وهمین ساده ترین قصه یک انسان است
تو مرا می خوانی
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی

شاکر روزهایی که
رویاها و امید هایی که 
و عشق ها و مهربانی ها
فرصت تجربه کردنش با ماست!
روز آخر ما خواهد بووود!!!

نگاه قلبمو دزدید منو سید خودش کرد ---------- با حرفهای قشنگش منو رام خودش کرد
می خوام دنیا نباشه اگه از من جدا شه ---------- یه دل تو سینه دارم می خوام اونم فداش شه
بیا آهنگ من باش صدای ساز من باش---------- ببین عاشق ترینم تو هم عاشق من باش
بیا با من یکی شو صدای فلب من شو ---------- واسه نفس کشیدن هوای تازه ام شو



| Design By : Night Skin |



















